صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظامی
  2. »خمسه
  3. »خسرو و شیرین
  4. »بخش 86 - سرود گفتن نیکسا از زبان شیرین

بخش 86 - سرود گفتن نیکسا از زبان شیرین

شاعر: نظامی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

نکیسا در ترنم جادوی ساخت

پس آنگه این غزل در راهَوی ساخت

22

بساز ای یار با یاران دلسوز

که دی رفت و نخواهد ماند امروز

33

گره بگشای با ما، بستگی چند؟

شتاب عمر بین، آهستگی چند؟

44

ز یاری حکم کن تا شهریاری

ندارد هیچ بنیاد استواری

55

به روزی چند با این سست رختی

بدین سختی چه باید کرد سختی‌؟

66

به عمری کو بود پنجاه یا شصت

چه باید صد گره بر جان خود بست‌؟

77

بسا تابه که ماند از طیرگی سرد

بسا سکبا که سگبان پخت و سگ خورد

88

خوش آن باشد که امشب باده نوشیم

امان باشد که فردا باز کوشیم؟

99

چو بر فردا نماند امیدواری

بباید کردن امشب سازگاری

1010

جهان بسیار شب‌بازی نموده‌ست

جهان‌نادیده‌ای جانا چه سود است‌؟

1111

بهاری داری از وی بر خور امروز

که هر فصلی نخواهد بود نوروز

1212

گلی کو را نبوید آدمی‌زاد

چو هنگام خزان آید برد باد

1313

گل آن بهتر کزو گلاب خیزد

گلابی گر گذارد گل بریزد

1414

در آن حضرت که نام زر سفال‌ست

چو من مس در حساب آید محال‌ست

1515

لب دریا و آنگه قطره آب‌؟

رخ خورشید و آنگه کرم شبتاب‌؟

1616

چو بازار تو هست از نیکوی تیز

کسادی را چو من رونق برانگیز

1717

بخر کالای کاسد تا توانی

به کار آید یکی روزت‌، چه دانی؟

1818

درستی گرچه دارد کار و باری

شکسته بسته نیز آید به کاری

1919

اگر چه زر به مهر افزون عیار‌ست

قراضه‌ریزه‌ها هم در شمار‌ست

2020

نهاده‌ستی ز عشقم حلقه در گوش

بدین عیبم خریدی باز مفروش

2121

تمنای من از عمر و جوانی

وصال تست وانگه زندگانی

2222

به پیغامی ز تو راضی است گوشم

بر آیم زین اگر زین بیش کوشم

2323

منم در پای عشقت رفته از دست

به خلوت خورده می‌، تنها شده مست

2424

منم آن سایه کز بالا و از زیر

ز پایت سر نگردانم به شمشیر

2525

نگردم از تو تا بی‌سر نگردم

ز تو تا در نگردم برنگردم

2626

سخن تا چند گویم با خیالت‌؟

برون رانم جنیبت با جمالت‌؟

2727

به‌هر سختی که تا اکنون نمودم

چو لحن مطربان در پرده بودم

2828

کنون در پردهٔ خون خواهم افتاد

چو برق از پرده بیرون خواهم افتاد

2929

چراغ از دیده چندان روی پوشد

که دیگ روغنش ز آتش نجوشد

3030

بخسبانم ترا‌، من می خورم ناب

که من سرمست خوش باشم تو در خواب

3131

بجای توتیا گردت ستانم

گهی بوسه گهی دردت ستانم

3232

سر زلفت به گیسو باز بندم

گهی گریم ز عشقت‌، گاه خندم

3333

چنان بندم به دل نقش نگین‌ت

که بر دستت نداند آستین‌ت

3434

در آغوش آنچنان گیرم تنت را

که نبود آگهی پیراهنت را

3535

چو لعبت‌باز‌ِ شب پنهان کند راز

من اندر پرده چون لعبت شوم باز

3636

گر از دستم چنین کاری بر آید

ز هر خاریم گلزاری بر آید

3737

خدایا ره به پیروزیم گردان

چنین پیروزی‌ای روزیم گردان

3838

چو خسرو گوش کرد این بیت چالاک

ز حالت کرد حالی جامه را چاک

3939

به صد فریاد گفت ای باربد هان‌!

قوی کن جان من در کالبد هان‌!

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نکیسا چون زد این افسانه بر ساز

ستای باربد برداشت آواز

نظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 85 - غزل گفتن باربد از زبان خسرو

اگلی نظم

نکیسا چون ز شاه آتش برانگیخت

ستای باربد آبی بر او ریخت

نظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 87 - سرود گفتن باربد از زبان خسرو

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور