صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظامی
  2. »خمسه
  3. »مخزن الاسرار
  4. »بخش 56 - مقالت نوزدهم در استقبال آخرت

بخش 56 - مقالت نوزدهم در استقبال آخرت

شاعر: نظامی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

مجلس خلوت نگر آراسته

روشن و خوش چون مه ناکاسته

22

شمعْ فروزان و شکرْ ریخته

تخت زده غالیه آمیخته

33

دشمن جان‌ست ترا روزگار

خویشتن از دوستی‌اش واگذار

44

بین که «به زنجیر کیان را کشید؟»

هرکه درو دید زبان را کشید

55

با توِ دنیا‌طلبِ دین‌گذار

بانگ برآورده رقیبان بار

66

کز درِ بیداد‌گر‌ان بازگرد

گِرد سراپردهٔ این راز گرد

77

از تَف این بادیه جوشیده‌ای

بر تو نپوشند که پوشیده‌ای

88

سرد نفَس بود سگِ گرم کین

روبه از آن دوخت مگر پوستین

99

دوزخ گوگرد شد این تیره‌دشت

ای خنُک آنکس که سبک‌تر گذشت

1010

آب دهانی به ادب گرد کن

در تَف این چشمهٔ گوگرد کن

1111

بازده این وام فلک‌داده را

طرح کن این خاک زمین‌زاده را

1212

جمله برانداز به استاد‌ی‌یی

تا تو فرومانی و آزاد‌ی‌یی

1313

هرکه درین راه منی می‌کند

بر من و تو راهزنی می‌کند

1414

خصمیِ کژدم بتر از اژدها‌ست

کاین ز تو پنهان بوَد آن برملا‌ست

1515

خانه پر از دزد‌، جواهر بپوش

بادیه پر غول‌، به تسبیح کوش

1616

غارتیانی که ره دل زنند

راه به نزدیکی منزل زنند

1717

ترسم از آن شب که شبیخون کنند

خوار‌َ‌ت ازین بادیه بیرون کنند

1818

دشمن خُرد‌ست بلایی بزرگ

غفلت ازو هست خطا‌یی سترگ

1919

با عدو‌ی خُرد مشو خُرد‌کین

خرد شوی گر نشوی خرده‌بین

2020

با همه خردی به قدر مایه زور

میل‌کش بچهٔ شیر است مور

2121

قافلهٔ برده به منزل رسید

کشتی پُرگشته به ساحل رسید

2222

تات نبینند نهان شو چو خواب

تات نرانند روان شو چو آب

2323

پای درین صومعه ننهادنی‌ست

چون بنهی واستده دادنی‌ست

2424

گر نروی در جگر‌ت خون نهند

راتبت از صومعه بیرون نهند

2525

گر سفر از خاک نبودی هنر

چرخ شب و روز نکردی سفر

2626

تا ندرد دیو گریبان‌ت خیز

دامنِ دین گیر و در ایمان گریز

2727

شرع ترا خواند سماعش بکن

طبع ترا نیست‌، وداعش بکن

2828

شرع نسیمی است‌، به جانش سپار

طبع غباری‌، به جهانش گذار

2929

شرع ترا ساخته ریحان به دست

طبع‌پرستی مکن‌، او را پرست

3030

بر درِ هر کس چو صبا در متاز

با دَمِ هر خس چو هوا در مساز

3131

این‌همه چون سایه‌، تو چون نور باش

گر همه داری ز همه دور باش

3232

چنبر توست این فلک‌ِ چنبری

تا تو ازین چنبر سر چون بری

3333

گر به تو بر قصه کند حال خویش

یا خبری گویدت از سال خویش

3434

تنگ بود غار تو با غور او

هیچ بود عمر تو با دور او

3535

آخر گفتار تو خاموشی است

حاصل کار تو فراموشی است

3636

تا به جهان‌در نفَسی می‌زنی

بِه که درِ عشق کسی می‌زنی

3737

کاین دو نفس با چو تو افتاده‌ای

خوش نبود جز به چنان باده‌ای

3838

هیچ قبا‌یی نبرید آسمان

تا دو کُله‌وار نبُرد از میان

3939

هرچه کنی عالَم‌ ِ کافر‌ستیز

بر تو نویسد به قلم‌های تیز

4040

و آنچه گشایی ز درِ عِزّ و ناز

بر تو همان در بگشایند باز

4141

چشم تو گر پرده طنازی است

با تو درین پرده همان بازی است

4242

نیک و بد آنان که بسی دیده‌اند

نیک بدان بد نپسندیده‌اند

4343

هرکه رهی رفت نشانی بداد

هرکه بدی کرد ضمانی بداد

4444

صورت اگر نیک و اگر بد بری

نام تو آن است که با خود بَری

4545

خار بود نام گل خارپوش

عنبر‌نام آمده عنبرفروش

4646

قلب مشو تا نشوی وقت کار

هم ز خود و هم ز خدا شرمسار

4747

بانگ بر این دور جگر‌تاب زن

سنگ بر این شیشهٔ خوناب زن

4848

رجم کن این لعبت شنگرف را

در قلم نسخ کش این حرف را

4949

دست بر این قلعهٔ قلعی برآر

پای درین ابلق ختلی درآر

5050

تا فلک از منبر نُه‌خرگهی

بر تو کند خطبهٔ شاهنشهی

5151

کار تو باشد عَلَم انداختن

کار من است این علم افراختن

5252

آدمی‌ام رفع ملک می‌کنم

دعوی از آنسوی فلک می‌کنم

5353

قیمتم از قامتم افزون‌ترست

دورم از این دایره بیرون‌ترست

5454

آب نه و بحر‌شکوهی کنم

جغد نه و گنج‌پژوهی کنم

5555

چون فلکم بر سر گنج است پای

لاجرمم سخت بلند‌ست جای

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خاصگی‌یی محرم جمشید بود

خاص‌تر از ماه به خورشید بود

نظامی»خمسه»مخزن الاسرار»بخش 55 - داستان جمشید با خاصگی محرم

اگلی نظم

دور خلافت چو به هارون رسید

رایت عباس به گردون رسید

نظامی»خمسه»مخزن الاسرار»بخش 57 - داستان هارون‌الرشید با موی‌تراش

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور