صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 187

غزل شمارهٔ 187

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انخوگرفت

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

روزگاری شد که دل با داغ هجران خو گرفت

از نصیحت باز کی گردد دلی کان خو گرفت

2

مشکل است آزاد بودن، دل که با دلبر نشست

مردنست، از تن، جدایی دل که با جان خو گرفت

3

عقل بیرون شد ز من، پرسیدمش کین چیست، گفت

ما که هوشیاریم با دیوانه نتوان خو گرفت

4

من شبی چون کوه دارم زین دل کوتاه روز

خرم آن ذره که با خورشید تابان خو گرفت

5

طاقت رویت ندارم، گرچه می‌دانم از آنک

چشم بی‌اقبال من با پای دربان خو گرفت

6

طاقت رویت ندارم، گرچه می‌دانم، از آنک

چشم بی‌اقبال من با پای دربان خو گرفت

7

آگهی کی دارد از اسکندر تشنه‌جگر

خضر تنها خوار کو با آب حیوان خو گرفت

8

دل به زلفت ماند، ازو بوی مسلمانی مجو

زان که عمری رفت کاندر کافرستان خو گرفت

9

گر خیالت مونس دل شد مرا، بازش مدار

هم به من بگذار کین یوسف به زندان خو گرفت

10

مردمان گویند خسرو چونی از سر کو ب عشق

چون بود، گویی که آن با زخم چوگان خو گرفت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هر قدم کاندر راه آن سرو خرامان برگرفت

دیده خاک راه او دامان به دامان برگرفت

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 186

اگلی نظم

سرو به دید آن قد و رعنایی ازان بالا گرفت

در چمنها لاجرم کارش ازان بالا گرفت

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 188

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دل که روزی چند با دیدار جانان خو گرفت

عمرها جان کند تا با درد هجران خو گرفت

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 219

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور