صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 606

غزل شمارهٔ 606

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

قافیہ: ازشد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

دیرینه دردی داشتم، بازم همان آغاز شد

بود آسمان بر خون من، با او غمت انباز شد

2

دوش آمد آن شمع بتان، من خود ز غیرت سوختم

کز بهر مردن گرد او پروانه را پرواز شد

3

از بعد عمری دیدمش، گفتم بگویم حال خود

از بخت بی اقبال من چشمش به خواب ناز شد

4

زلفش دلم دزدید و زد از بوی زلفش بوی خون

من چون کنم پنهان که خود هم دزد و هم غماز شد

5

دی خنده زد بر زخم من، من خود ز شادی گم شد

گویی که بر اهل گنه درهای رحمت باز شد

6

می رفت جان از دیدنش، او دید و گفت، ای بیوفا

من حاضر و تو می روی، شرمنده در تن باز شد

7

چون جان ز تیرش خسته شد، گفتم که شد جان دگر

کردند اشارت سوی او کان ترک تیرانداز شد

8

شب مرده بودم، پاسبان گر زو نگفتم قصه ای

ای پاسبان، فریاد رس کامشب همان آغاز شد

9

گه گه شنیدی ناله ام، خسرو، نماند آن ناله هم

می سوزم و اینش سزا، عودی که بی آواز شد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

برنامد آهی از دلم، زلفت پریشان از چه شد

پیشت نکردم گریه ای، لبهات خندان از چه شد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 605

اگلی نظم

ما را نکردی گر حلال از لب شراب ناب خود

باری بهل کن یک نظر وقتی در آن جلاب خود

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 607

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور