صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 679

غزل شمارهٔ 679

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انبود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

فرخ آن عیدی که جان قربانی جانان بود

خرم آن جانی که پیش نیکوان قربان بود

2

چون نگوید نازنین من مبارک باد عید

جان شکر ریزی کند، دیده گلاب افشان بود

3

بذله گوی و عشوه ساز و شوخ چشم و غمزه زن

خوبرویی کاین چنین باشد بلای جان بود

4

آب چشمم روز عید از آستانش بازداشت

باز دارد از صلا عیدی که در باران بود

5

جان دهد، جانا، دهانت هر که را شربت دهد

اینچنین شربت نباشد، چشمه حیوان بود

6

بهر شادی صورت میمون تو هر روز نیست

عید تا سالی، چه غم باشد، اگر قربان بود

7

رو به گاه تیغ راندن سوی قربانی مدار

تا مگر جان دادن آن بیچاره را آسان بود

8

دوستان از صحبت ما، گر چه آزاد آمدند

تا زید خسرو، غلام و بنده ایشان بود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تا سرم باشد تمنای توام در سر بود

پادشا باشم گرم خاک درت افسر بود

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 678

اگلی نظم

از سر کو آن پری چون ناگهان پیدا شود

جای آن باشد که مردم در میان شیدا شود

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 680

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

رو ترش کردی مگر دی باده‌ات گیرا نبود

ساقیت بیگانه بود و آن شه زیبا نبود

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 744

روی او ماهست اگر بر ماه مشک افشان بود

قد او سروست اگر بر سرو لالستان بود

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 132

در جهان دردی طلب کان عشق سوز جان بود

پس به جان و دل بخر گر عاقلی ارزان بود

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 58 - در مذمت عافیت جویی

خنده سوفار با دلگیری پیکان بود

نیست ممکن آدمیزاد از دو سر خندان بود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2628

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور