صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1235

غزل شمارهٔ 1235

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ندارم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

من این آه جگر سوز از دل پیمان شکن دارم

چرا از دیگری نالم که درد از خویشتن دارم

2

چه جای محنت ایوب و اندوه دل یعقوب

بلا اینست و بیماری و تنهایی که من دارم

3

گهی از دیده در رنجم، گه از دل در جگرخواری

چه دانستم که من چندین بلا از خویشتن دارم

4

چو سروش در قبای سبزگون دیدم یقینم شد

که چون گل چاک خواهم زد، اگر صد پیرهن دارم

5

مرا فردا به دشواری برون آرند پا از گل

کزان مژگان عاشق کش بسی خون در کفن دارم

6

مگر هر پاره ای زین دل به دلداری دهم، ورنه

چه خواهم کرد با خوبان بدین یک دل که من دارم

7

چو من روی ترا بینم، چرا از گل سخن گویم؟

چو من قد ترا جویم، چه پروای چمن دارم

8

ز دنیا می رود خسرو، به زیر لب همی گویم

دلم بگرفته در غربت تمنای وطن دارم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

همی خواهم ترا بینم، نظر سویی که من دارم

به خوبان دیدنم خو شد، عجب خویی که من دارم

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1234

اگلی نظم

برون آ اندکی، جانا که بسیار آرزو دارم

وداع عمر نزدیک است و دیدار آرزو دارم

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1236

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

به حسرت غنچه‌ام یعنی به دلتنگی وطن دارم

خیالی در نفس خون می‌کنم طرح چمن دارم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2156

مقیم وحدتم هر چند در کثرت وطن دارم

به دریا همچو گوهر خلوتی در انجمن دارم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2157

مرا عهدی‌ست با جانان که تا جان در بدن دارم

هوادارانِ کویش را چو جانِ خویشتن دارم

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 327

هزاران معنی پیچیده در زلف سخن دارم

سر زلف سخن بی چشم زخم امروز من دارم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5533

من از گلبانگ رنگین روی گلهای چمن دارم

عقیق نامدارم حق شهرت بر یمن دارم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5534

نمی دانم چه نسبت با نسیم پیرهن دارم

که هم در مصرم و هم در جای بیت الحزن دارم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5535

ازین کاری که من دارم نه جان دارم نه تن دارم

چون من من نیستم، آخر چرا گویم که من دارم

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 513

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور