صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 694

غزل شمارهٔ 694

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

قافیہ: ارخواهیامد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

خبرم شده ست کامشب سر یار خواهی آمد

سر من فدای راهی که سوار خواهی آمد

2

به لب آمده ست جانم، تو بیا که زنده مانم

پس ازان که من نمانم، به چه کار خواهی آمد؟

3

غم و غصه فراقت بکشم چنان که دانم

اگرم چو بخت روزی به کنار خواهی آمد

4

دل و جان ببرد چشمت به دو کعبتین و زین پس

دو جهانت داد اگر تو به قمار خواهی آمد

5

منم و دلی و آهی ره تو درون این دل

مرو ایمن اندرین ره که فگار خواهی آمد

6

رخ خود بپوش، اگر نه رقم منجمان را

ز حساب هشتم اختر به شمار خواهی آمد

7

می تست خون خلقی و همی خوری دمادم

مخور این قدح که فردا به خمار خواهی آمد

8

همه آهوان صحرا سر خود نهاده بر کف

به امید آنکه روزی به شکار خواهی آمد

9

کششی که عشق دارد نگذاردت بدین‌سان

به جنازه گر نیایی به مزار خواهی آمد

10

به یک آمدن ببردی دل و جان صد چو خسرو

که زید اگر بدینسان دو سه بار خواهی آمد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

برهم بماند دیده، کس ازان سوار نامد

خبری ز خود ندام که خبر زیار نامد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 693

اگلی نظم

گذرد مهی و یک شب به منت گذر نباشد

برود شبی و ما را خبر از سحر نباشد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 695

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور