امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1826غزل شمارهٔ 1826شاعر: امیرخسرو دهلویوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: انمنشویصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجان به فدات می کنم، بو که از آن من شویمرده تنی من ببین، کوش کز آن من شوی2نقل کریںشد به بقین دیگران ماه تمام روی توچشمه آفتاب شو، گر به گمان من شوی3نقل کریںچند به چربی زبان همچو چراغ سوزیمسوخته عاقبت گهی هم به زبان من شوی4نقل کریںگر به فغان من ترا دردسری ست، باز دهنیستم آن طمع که تو دردستان من شوی5نقل کریںسیم بگیرم از برت، گر بکنی عنایتیوام بخواهم از لبت، گر تو ضمان من شوی6نقل کریںبرگذر دو چشم من کاب روانست در گذرپیش که غرقه ناگهان ز آب روان من شوی7نقل کریںفتنه خسروی به رخ، پهلوی من نشین دمیبو که به چیزی از بلا، فتنه نشان من شوی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای چهرهٔ زیبای تو رشکِ بتانِ آزریهر چند وصفت میکنم، در حسن از آن زیباتریامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1825اگلی نظمنیست دلی که هر دمش آفت دین نمی شویمهر فزون نمی شود تا تو به کین نمی شویامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1827آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای چهرهٔ زیبای تو رشکِ بتانِ آزریهر چند وصفت میکنم، در حسن از آن زیباتریامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1825
اگلی نظمنیست دلی که هر دمش آفت دین نمی شویمهر فزون نمی شود تا تو به کین نمی شویامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1827