صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1217

غزل شمارهٔ 1217

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

قافیہ: انساکنک

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ای باد، لطفی کن برو در کوی جانان ساکنک

احوال من در گوش او یک لحظه بر خوان ساکنک

2

گر خسته ای آمد به جان، گر زنده می خواهی دلی

از لعل شکر بار خود بفرست درمان ساکنک

3

رفتم ز جان برخاستم در خواب بود آن نازنین

از خواب خوش برخاستم ترسان و لرزان ساکنک

4

چون خاست او از خواب خوش، افتادم اندر پای او

برداشت سر از پای خود خندان و نازان ساکنک

5

گفتم که ای گلروی من، وقتی نگشتی آن من

گفتا که من آن توام، بیم رقیبان ساکنک

6

با یار بودم ساعتی رفتم، به باغ و بوستان

در باغ و بستان آمدم افتان و خیزان ساکنک

7

بر روی و مویش بوسه ها می دادم و می گفت او

چون کافران غارت مکن آخر مسلمان ساکنک

8

دشنامها می داد او هر دم به زیر لب مرا

من روی خود بر پای او نالان و مالان ساکنک

9

خسرو اگر در کوی تو رفتن نداند روز را

لابد رود در نیم شب از خلق پنهان ساکنک

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دو چشمت آفت دل‌هاست هر یک

دو زلفت عقد مشکل‌هاست هر یک

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1216

اگلی نظم

بوستان جلوه در گرفت اینک

گل ز رخ پرده برگرفت اینک

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1218

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور