صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 773

غزل شمارهٔ 773

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

خم زلف تو که زنجیر جنون می خوانند

ای خوش آن طایفه کاین سلسله می جنبانند

2

ای صبا، نرم تری روب غبار زلفش

که دران مشتی زندانی بی سامانند

3

عجب آمد همه را مردنم از هجر و مرا

عجب از خلق که بزیند چو تنها مانند

4

جان عاشق چو برون رفت نخوانندش باز

زانکه در دل دگری هست که جانش خوانند

5

گرد خوبان جهان، عاشق بیتاب مگرد

که جوان وتر و نوخاسته و نادانند

6

زاهد امروز سر توبه شکستن دارد

می فروشان اگر این دلق کهن بستانند

7

این چه شوخی ست که گویی دل من دزدیدی؟

این ز تو آید و ز آنان که ترا می مانند

8

بنده ام خواه قبولم کن و خواهی رد، ازآنک

عزت و خواری در کوی وفا یکسانند

9

زندگان این همه خواهند که در تو نگرند

مردگان نیز، به جان تو اگر بتوانند

10

باد حسنت همه خوبان جهان را بشکست

بعد ازین سرو نخیزد که اگر بنشانند

11

می برد حسرت پابوس تو خسرو در خاک

چون شود خاک، بگو تا به رهت افشانند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یار باز آمد و بوی گل و ریحان آورد

خنده باغ مرا گریه هجران آورد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 772

اگلی نظم

منم امروز حدیث تو و مهمانی چند

پاره از دیده و دلها همه بریانی چند

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 774

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

در نظربازیِ ما، بی‌خبران، حیران‌اند

من چُنینم که نمودم، دگر ایشان دانند

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 193

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور