صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 4 - زمان ارکان هر دو بار باز هم روبرو شدند و از هر دو جانب شاعران قصیده‌ها سرودند قصیدهٔ معروف امیر خسرو شاید در همین مجالس قرائت شده باشد:

قصیدهٔ شمارهٔ 4 - زمان ارکان هر دو بار باز هم روبرو شدند و از هر دو جانب شاعران قصیده‌ها سرودند قصیدهٔ معروف امیر خسرو شاید در همین مجالس قرائت شده باشد:

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

قافیہ: انیکیشد

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

زهی ملک خوش چون دو سلطان یکی شد

زهی عهد خوش چون دو پیمان یکی شد

2

دو چتر از دو سو سر برآورد از در

زمین زان دوابر در افشان یکی شد

3

پسر پادشاه و پدر نیرسلطان

کنون ملک بین چون دو سلطان یکی شد

4

ز بهر جهان داری و بادشاهی

جهان‌را دو شاه جهانبان یکی شد

5

یکی ناصر عهد محمود سلطان

که فرمانش در چار ارکان یکی شد

6

دگر شه معز جهان کیقبادی

که در ضبطش ایران و توران یکی شد

7

به دیو و پری گوی، ای بادکاینک

دو وارث به ملک سلیمان یکی شد

8

کنون روی در چین نیارند ترکان

به هندوستان چون دو خاقان یکی شد

9

برون شد دوئی از سر ترک وهندو

که هندوستان با خراسان یکی شد

10

به صد مهمانی صلا داد عالم

چوبر خوان شاهی دو مهمان یکی شد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کوس شه خالی و بانک غلغلش درد سر است

هر که قانع شد به خشک و تر شه بحر و بر است

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 3 - قصیدهٔ دریای ابرار «این تلخ می که هست دل مرده را حیات زهر است در دهان حریفان بد فعال»

اگلی نظم

منت ایزد را که شه بر تخت سلطانی نشست

در دماغ سلطنت باد سلیمانی نشست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 5 - امیر خسرو نزد سلطان کیقباد رسید قصیدهٔ مدحیه را شاید درین ایام به وی تقدیم داشته باشد:

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور