صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1748

غزل شمارهٔ 1748

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: رزده

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ای عشقت آتشی به همه شهر درزده

و آن آتش از درونه من شعله بر زده

2

هر روز چشم مست تو در کاروان صبر

بیرون کشیده تیغ و ره خواب و خور زده

3

مژگان تو به هر زدن چشم بهر قتل

آراسته دو لشکر و بر یکدگر زده

4

هر تیر کز اشارت تو راست کرده چشم

آن تیر راست کرده مرا بر جگر زده

5

لب تو مکن به پاسخ تلخ و مرا مکش

زان لعل آب کرده و اندر شکر زده

6

نی چشم تو زده ست مرا تیر، بلکه هست

هم چشم من مرا ز گشاد نظر زده

7

اینک ز چشم من به تو آمد به مستغاث

خون جگر به دامن تو دست تر زده

8

چون شانه تو مانده ام از دست موی تو

پایی به گل بمانده و دستی به سر زده

9

دل بر گرفته از تو چرا نشکند دلم؟

چون سنگ برگرفته ای و بر گهر زده

10

تو تیغ جور بر سر من می زنی و من

آیم همی به کوی تو هر روز سر زده

11

هر شب زده ز جور تو خسرو هزار آه

هر چند گفته بیش مزن، بیشتر زده

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

من بهر تو به دیده و دل خانه ساخته

از من تو خویش را ز چه بیگانه ساخته

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1747

اگلی نظم

بیا شبی بر من سرخوش از شراب شده

که بهر نقل تو دارم دلی کباب شده

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1749

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

لاله است این که از جگر خاک سرزده؟

یا لیلی است سر ز سیه خانه برزده

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6615

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور