صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1824

غزل شمارهٔ 1824

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

قافیہ: ل

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

زینسان که از هر موی خود زنجیر صد دل می کنی

مردن هم از گیسوی خود بر خلق مشکل می کنی

2

هم جان و تن مأوای تو، هم دیده و دل جای تو

ای از تو ویران خانه ها هر جا که منزل می کنی

3

بیرون میا در آفتاب، آزرده می‌گردد تنت

یا روی خود با روی او نسخه مقابل می کنی

4

دلها بری و خون کنی، ای ظالم، آخر رحمتی

آن دل که خواهی کرد خون بهر چه حاصل می کنی

5

با خار و خس خاک رهش کردم به دیده، گفت چون

می نایم از ننگ اندرون، خانه چه کهگل می کنی

6

بر من چه غمزه می زنی، کآمد به لب جانم ز غم

این جان یک دم مانده را بهر چه بسمل می کنی؟

7

ای پندگو، گر شد فزون از خوردن خون جگر

چون من نخواهم زیستن دانم چه بر دل می کنی

8

خاک ره خود می کنی آلوده از خون کسان

چون حق چشم ماست این، بهر چه بسمل می کنی؟

9

خسرو که در چاه زنخ اندازی و برناریش

جادوست، پس او را نگر، در چاه بابل می کنی؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای مه، بدین چابک‌روی، از آسمان کیستی؟

وی گل، بدین نازک‌تنی، از بوستان کیستی؟

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1823

اگلی نظم

ای چهرهٔ زیبای تو رشکِ بتانِ آزری

هر چند وصفت می‌کنم، در حسن از آن زیباتری

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1825

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

این بوالعجب کاندر خزان شد آفتاب اندر حمل

خونم به جوش آمد کند در جوی تن رقص الجمل

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1334

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور