صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1312

غزل شمارهٔ 1312

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

قافیہ: لکنم

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

از غمزه ناوک‌زن شدی، آماجگاهت دل کنم

هرروز جانی بایدم تا بر درت منزل کنم

2

دل رفت و جان هم می‌رود، گویی که بی‌ما خوش بِزی

گیرم که هرکس دل دهد، جان از کجا حاصل کنم؟

3

جو جو بِبُرَّم خوش را از تیغ بر خاک درت

تا خوشه مِهرم دهد، تخم وفا در گِل کنم

4

حاصل مرا صبح طرب، دل عاشق شب‌های غم

بد روز مادرزاد را از حیله چون مقبل کنم

5

دی گفت صید جان کنم، گفتم «چه داری از عمل؟»

گفتا که «تُرکِ کافرم، هرسو شکار دل کنم»

6

گفتم که «خلق از دیدنت جان می‌دهد، باری بکش»

گفتا «نمی‌باید مرا چندان کسان بسمل کنم»

7

گویند، خسرو، میل کن بر دیگران زان بی‌وفا

جان و دلم بردی، که را بر دیگران مایل کنم؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

اینک به کوی یار خود من بهر مردن می روم

با من که خواهد آمدن، بر جان سپردن می روم

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1311

اگلی نظم

بسیار خواهم از نظر تا روی او یکسو کنم

می خواست چشمم سوی او، از چه دگر سو رو کنم

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1313

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور