امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 15غزل شمارهٔ 15شاعر: امیرخسرو دهلویوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: انمنکجاصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجانم از آرام رفت، آرام جان من کجاهجرم نشان فتنه شد، فتنه نشان من کجا2نقل کریںآمد بهار مشک دم، سنبل دمید و لاله همسبزه به صحرا زد قدم، سرو روان من کجا3نقل کریںاز گریه ماندم پا به گل وز دوستان گشتم خجلجان از جهان بگسست و دل، جان و جهان من کجا4نقل کریںدر کار غم شد موریم، بی پرده شد مستوریمتلخ است عیش از دوریم، شکرفشان من کجا5نقل کریںشخصم ضعیف و دیده تر، زان ریسمان و زین گهراینک مهیا شد کمر، لاغر میان من کجا6نقل کریںهر دم جگر، در سوز و تاب، از دیده ریزم خون ناباینک می و اینک کباب، آن میهمان من کجا7نقل کریںدل رفت در مهمان او گفت آن اویم آن اوگر هست این دل زان او، آخر از آن من کجا8نقل کریںمن جور آن نامهربان دارم ز خاموشی نهاناویم نیارد بر زبان کان بی زبان من کجا9نقل کریںجان است آن یار نکو، رفته دل خسرو در اوگر دل نرفته است این بگو، این گو که جان من کجا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبهر شکار آمد برون کژ کرده ابرو ناز راصانع خدایی کاین کمان داد آن شکارانداز راامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 14اگلی نظمبشکفت گلها در چمن، ای گلسِتان من بیاسرو ایستاده منتظر، سرو روان من بیاامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 16آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبهر شکار آمد برون کژ کرده ابرو ناز راصانع خدایی کاین کمان داد آن شکارانداز راامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 14
اگلی نظمبشکفت گلها در چمن، ای گلسِتان من بیاسرو ایستاده منتظر، سرو روان من بیاامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 16