صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1504

غزل شمارهٔ 1504

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: اباستاین

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

از آن لب می وزد بویی و بوی خون ناب است این

بیا تا تر کنم لب را، اگر بوی شراب است این

2

ز مستی چشم نگشایی و تیرت بی خطا بر جان

جهانی کشته شد، آخر چه می گویی «صواب است این »؟

3

نخفتم از غمت شبها و امروزت که می بینم

ز تن جان می رود بیرون، نمی دانم چه خواب است این؟

4

فرامش شد مرا خورشید از شبهای بی پایان

ترا می بینم و اندر گمانم کآفتاب است این

5

مزن طعنه که عاشق نیستی چون خون نمی گویی

که خون بوده ست آخر پیش از این کامروز آب است این

6

ز سوزم خواب شب بویی در آمد، مست من گفتا

«در این خانه جگر می سوزد و بوی کباب است این »

7

غمت مهمان جاوید است و جانم میزبانش شد

تو باش، ای میهمان کز بهر رفتن در شتاب است این

8

سؤالی کردمش کآزاد خواهد شد دلم وقتی

گره زد در سر ابروی کج، گفتا «جواب است این »

9

شبی زلفش گرفتم، گفت «هم زینت در آویزم »

بده، ای دزد جان، شکرانه مشکین طناب است این

10

رقیبا، تیغ میرانی و در جان می کنی رخنه

تو این را زخم می گویی و ما را فتح باب است این

11

تو، ای ساقی، که هر دم می دهی خونابه ای ما را

به خسرو می چه می‌بدهی که خود مست و خراب است این

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از پس عمر شبی هم نفس یار شدم

خواب بود آن همه گویی تو، چو بیدار شدم

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1503

اگلی نظم

غبار مشک می خیزد، ندانم تا چه باد است این؟

سوار مست می آید، فساد است و فساد است این

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1505

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور