صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 940

غزل شمارهٔ 940

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ابخواهمکرد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

اگر چه با تو حدیث جفا بخواهم کرد

ولیک، تا بتوانم، وفا بخواهم کرد

2

من این بلا همه از دیده دیده ام او را

بنا نمودن رویت سزا بخواهم کرد

3

به راه وصل به یک بوسه جان بخواهم یافت

ولیک وقت شمردن ادا بخواهم کرد

4

خطاست بوسه زدن بر لب و دهان تو، لیک

تو خواه تیغ بزن، من خطا بخواهم کرد

5

کشم به کوی تو ناگه رقیب کافرکیش

من این غزا ز برای خدا بخواهم کرد

6

چو دین به کار بتان رفت پیش بت، پس ازین

نماز اگر چه نباشد روا، بخواهم کرد

7

هر آن نماز که ناکرده ماند پیش بتان

اگر خدای بخواهد، قضا بخواهم کرد

8

و ان یکاد به روی نکو بخواهم خواند

نه بهر دیده بد هم دعا بخواهم کرد

9

چو دل برفت ز خسرو، چه سود بندد صبر؟

چو دل بیامد، وقف شما بخواهم کرد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نه بخت آنکه به موی تو راه خواهم کرد

ز خواب یا به خیالت نگاه خواهم کرد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 939

اگلی نظم

مرا غمی ست که پیدا نمی توانم کرد

حکایت دل شیدا نمی توانم کرد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 941

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور