جامی»دیوان اشعار»واسطة العقد»قطعات»شمارهٔ 17شمارهٔ 17شاعر: جامیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: وغصنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمی خورد طعمه های رنگارنگخواجه از کسب اشتهای دروغ2نقل کریںمی دمد بادهای ناخوشبویمعده بر سبلت وی از آروغ3نقل کریںنگشاید فقیر روزه خویشجز به نان جوین و تره و دوغ4نقل کریںمی شود هرچه می خورد نوریکه رسد زان به آفتاب فروغ◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجامیا تا به کی غم مهمانمی خوری غم برای خود می خورجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 16اگلی نظمهر چند شود عدو زبونتسررشته حزم را مکن گمجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 18ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور