جامی»دیوان اشعار»واسطة العقد»قطعات»شمارهٔ 25شمارهٔ 25شاعر: جامیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: التشصنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای سفله بس که گفته تو خنده آوردخوانند مردمان پی دفع ملالتش2نقل کریںگفتی بود جزالت شعرم چنانکه آبخواهد فرو رود به زمین از خجالتش3نقل کریںآری به هر که شعر بری لت بود جزاشکو شعر کس که باشد ازینسان جزا لتش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدی حاسد کم موی ز اشعار افاضلمیخواند قصاید چه مسجع چه مرصعجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 24اگلی نظمتازی سوار مجنون ملک سخن گرفتهدر نکته های تازی با وی سخن ندارمجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 26ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمتازی سوار مجنون ملک سخن گرفتهدر نکته های تازی با وی سخن ندارمجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 26