جامی»دیوان اشعار»فاتحة الشباب»قطعات»شمارهٔ 12شمارهٔ 12شاعر: جامیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ونتوانکردصنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںهر چند زند لاف کرم مرد درم دوستدریوزه احسان ز در او نتوان کرد22نقل کریںدیرین مثلی هست که از فضله حیواننارنج توان ساخت ولی بو نتوان کرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبا قضا جامی رضا ده گرچه حکم او تو رااز نکو سوی بد از بد سوی بدتر میبردجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 11اگلی نظمدل درین وحشتگه بیگانگانیک حریف آشنا حاصل نکردجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 13◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبا قضا جامی رضا ده گرچه حکم او تو رااز نکو سوی بد از بد سوی بدتر میبردجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 11