جامی»دیوان اشعار»خاتمة الحیات»قطعات»شمارهٔ 24شمارهٔ 24شاعر: جامیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: مکنمہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںخلق عالم را ز گاو و خر نبینم فارقیگر چو گاو و خر بر ایشان فرض گوش و دم کنم2نقل کریںروی در کشف معارف گر روم درگوشه ایوز میان این جماعت نام خود را گم کنم3نقل کریںگاه گاهی بیتکی گویم پی تشحیذ طبعبه که با اینان نشینم غیبت مردم کنم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآواز تو هست تیز و باریکخالی نبود ز درد و سوزیجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 23اگلی نظمجامی نفاق پیشه کن و ترک صدق گیرتا از خلاف خلق رهی وز نزاعشانجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 25زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبعد ازین از صحبت این دیو مردم رم کنمغول چندی در بیابان پرورم آدمکنمبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2277هر که را دشمن شوم بر عیب خود محرم کنمتا ز بیم طعنه با او کینه جویی کم کنمعرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 475ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
بعد ازین از صحبت این دیو مردم رم کنمغول چندی در بیابان پرورم آدمکنمبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2277