جامی»دیوان اشعار»فاتحة الشباب»قطعات»شمارهٔ 31شمارهٔ 31شاعر: جامیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)قافیہ: مازدردچشمصنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںایا نور دیده که بینم تو راشده نقد راحت کم از درد چشم2نقل کریںز درد تو نالم که چشم منیبنالد بلی مردم از درد چشم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچنان ز خلق ملولم که تا به چشم نیایدمرا خیال کسی روز و شب ز خواب گریزمجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 30اگلی نظمپست است قدر سفله اگر خود کلاه جاهبر اوج سلطنت زند از گردش زمانجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 32ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچنان ز خلق ملولم که تا به چشم نیایدمرا خیال کسی روز و شب ز خواب گریزمجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 30
اگلی نظمپست است قدر سفله اگر خود کلاه جاهبر اوج سلطنت زند از گردش زمانجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 32