جامی»دیوان اشعار»واسطة العقد»قطعات»شمارهٔ 39شمارهٔ 39شاعر: جامیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ورشنهندصنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدی به کف دیوان خود گفتی که از صاحبدلانکی بود لایق که از پیش نظر دورش نهند2نقل کریںشد دلت رنجه چو گفتم بر سر گور توبادکن وصیت تا چو میری با تو در گورش نهند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبه فضل عام تو یا رب که در سرای وجوددقیقه ای ز فنون کرم فرونگذاشتجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 38اگلی نظمگفته ای کعبه بود خانه منلیکن این پیش خرد ممنوع استجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 40ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبه فضل عام تو یا رب که در سرای وجوددقیقه ای ز فنون کرم فرونگذاشتجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 38