صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »بهارستان
  3. »روضهٔ ششم (در مطایبه)
  4. »بخش 19

بخش 19

شاعر: جامی

معاویه و عقیل بن ابی طالب با هم نشسته بودند معاویه گفت: ای اهل شام هیچ شنیده اید قول الله تعالی را آنجا که می گوید: «تبت یدا ابی لهب و تب »؟ گفتند: آری!

گفت: ابولهب عم عقیل است. عقیل گفت: ای اهل شام هیچ شنیده اید قول الله تعالی را آنجا که می گوید: «وامراته حمالة الحطب »؟ گفتند: آری! گفت: حمالة الحطب عمه معاویه است.

چو هست در تو منقصتی عیب دیگری

کردن به آن نه قاعده مرد باهش است

او خامش است از تو و از عیب دیگران

گویا کنی به عیب خود آن را که خامش است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ظریفی شخصی را دید که موی بسیار بر روی دمیده بود گفت: این موی ها را بکن پیش از آن که روی تو سر گردد!

خواجه هر روز اگر به موچینه

جامی»بهارستان»روضهٔ ششم (در مطایبه)»بخش 18

اگلی نظم

علویی با شخصی در اثنای خصومت گفت: مرا چون دشمن می داری و حال آنکه تو مأموری به آنکه در هر نماز بر من صلوات فرستی و بگویی: اللهم صل علی محمد و علی آل محمد گفت: من الطیبین الطاهرین نیز می گویم و تو از آن بیرونی!

ای که ز آل نبی می شمری خویش را

جامی»بهارستان»روضهٔ ششم (در مطایبه)»بخش 20

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ساقی بیار باده که ایام بس خوشست

امروز روز باده و خرگاه و آتش است

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 444

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور