صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »بهارستان
  3. »روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)
  4. »بخش 20 - ظهیر فاریابی

بخش 20 - ظهیر فاریابی

شاعر: جامی

ظهیر فاریابی - رحمه الله تعالی، وی از مشاهیر جهان است و از افاضل دوران تمام دیوان او مطبوع و مقبول است به لطافت و سلاست سخن او هیچ کس نیست، دیوان وی مشهور است و اشعار وی بر زبانها مذکور در دور اتابک ابوبکر تربیتها یافت شبی در مجلس وی این رباعی بگفت:

ای ورد ملایکه دعای سر تو

سر نیست زمانه را به جای سر تو

با دشمن تو نیام شمشیر تو گفت

سر دل من باد قضای سر تو

بفرمود تا هزار دینار زر سرخ در مجلس نثار او کردند بر اثر این رباعی دیگر گفت:

شاها ز تو کار ملک و دین با نسق است

وز عدل تو جان ظلم و فتنه رمق است

در عهد تو رافضی و سنی با هم

کردند موافقت که بوبکر حق است!

و از لطایف اشعار وی است این چند بیت بر اسلوب مثنوی:

عالمی بر فراز منبر گفت

که چو پیدا شود سرای نهفت

ریشهای سفید را ز گناه

بخشد ایزد به ریشهای سیاه

باز ریش سیاه روز امید

باشد اندر پناه ریش سفید

مردکی سرخ ریش حاضر بود

دست بر ریش زد چو این بشنود

گفت ما خود درین شمار نه ایم

در دو گیتی به هیچ کار نه ایم

و کمال وی در شعر بمثابه ایست که شعرای متقدم میان وی و انوری و ترجیح یکی بر دیگری اختلاف داشته اند، چنانکه بعضی بر سبیل استفسار از بعضی دیگر گفته اند:

ای آن زمین وقار که بر آسمان فضل

ماه خجسته پیکر خورشید منظری

قومی ز ناقدان سخن گفته ظهیر

ترجیح می دهند بر اشعار انوری

قومی دگر بر این سخن انکار می کنند

فی الجمله در محل نزاعند و داوری

ترجیح یکطرف تو بدیشان نما که هست

زیر نگین حکم تو ملک سخنوری

و امامی هروی در جواب وی گفته است:

ای سالک مسالک فطرت درین سؤال

معذور نیستی به حقیقت چو بنگری

تمییز را ز بعد تناسب درین دو طور

هیچ احتیاج نیست بدین شرح گستری

کین معجز است و آن سحر این نور و آن چراغ

این ماه و آن ستاره وین حور و آن پری

و دیگری گفته است در جواب همان قطعه:

هر مبتدی که بیهوده ترجیح می نهد

شعر ظهیر بر سخن پاک انوری

ماند بدان گروه که نشناختند باز

اعجاز موسوی را از سحر سامری

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

فخری جرجانی - رحمه الله تعالی - از اماثل و افاضل روزگار است میزان کمال فضل و دقت شعر وی کتاب ویس و رامین است و آن در این روزگار مهجور و نایاب، و این چند بیت از مواضع متعدد آن کتاب است:

خوش است این نکته از گیتی شناسان

جامی»بهارستان»روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)»بخش 19 - فخرالدین اسعد گرگانی

اگلی نظم

نظامی - رحمه الله تعالی، وی از گنجه است و فضایل و کمالات وی روشن، احتیاج به شرح ندارد آنقدر لطایف و دقایق و حقایق که در کتاب پنج گنج درج کرده است کس را میسر نیست بلکه مقدور نوع بشر نیست و بیرون از آن کتاب از وی شعر کم روایت کرده اند و این غزل از سخنان وی است:

جو به جو محنت من زان رخ گندمگون است

جامی»بهارستان»روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)»بخش 21 - نظامی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور