جامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 18بخش 18شاعر: جامیصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامنقل کریںدرویشی قوی همت با پادشاهی صاحب شوکت طریقه اختلاطی و سابقه انبساطی داشت روزی از وی نسبت به خودگرانی تفرس کرد هر چند تجسس نمود جز کثرت تردد و بسیاری آمد شد آن را سببی نیافت.نقل کریںدامن از اختلاط او درچید و بساط انبساط او درنوردید روزی آن پادشاه را با وی در ممری اتفاق ملاقات افتاد، زبان به مقالات بگشاد که ای درویش موجب چیست که از ما ببریدی و قدم از آمد شد ما درکشیدی، گفت: موجب آنکه دانستم که از سبب ناآمدن سؤال به که از جهت آمدن اظهار ملال.نقل کریںبه درویش گفت آن توانگر چرابه پیشم پس از دیرها آمدی؟نقل کریںبگفتا چرا نامدی پیش منبسی خوشتر است از چرا آمدی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمحکیمان گفته اند که همچنان که به عدل جهان آبادان گردد به جور ویران شود عدل از ناحیت خویش به هزار فرسنگ روشنایی بخشد و جور از جای خود به هزار فرسنگ تاریکی دهد.به عدل کوش که چون صبح آن طلوع کندجامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 17آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمحکیمان گفته اند که همچنان که به عدل جهان آبادان گردد به جور ویران شود عدل از ناحیت خویش به هزار فرسنگ روشنایی بخشد و جور از جای خود به هزار فرسنگ تاریکی دهد.به عدل کوش که چون صبح آن طلوع کندجامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 17