صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »بهارستان
  3. »روضهٔ ششم (در مطایبه)
  4. »بخش 39

بخش 39

شاعر: جامی

اعرابیی شتری گم کرد، بانگ زد که هر که شتر مرا به من آرد مر او راست دو شتر با وی. گفتند: هیهات این چه کار است که سرباری مه از خروار است؟ گفت: شما لذت یافت و حلاوت وجدان نچشیده اید، معذورید!

گمشده گرچه حقیر است مگوی

که عنان از طلبش تافته به

هست در قاعده خرده شناس

لذت یافتن از یافته به

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

اعرابی شتری گم کرد، سوگند خورد که چون بیابد به یک درم بفروشد. چون شتر را یافت از سوگند خود پشیمان شد، گربه ای در گردن شتر آویخت و بانگ زد که که می خرد شتری به یک درم و گربه ای به صد درم؟ اما بی یکدیگر نمی فروشم شخصی بود آنجا رسید گفت: چه ارزان بودی این شتر اگر این قلاده در گردن نداشتی.

لئیم اگر به شتر بخشدت عطا مستان

جامی»بهارستان»روضهٔ ششم (در مطایبه)»بخش 38

اگلی نظم

طبیبی را دیدند که هرگاه به گورستان رسیدی ردا در سر کشیدی از سبب آنش سؤال کردند گفت: از مردگان این گورستان شرم می دارم، بر هر که می گذرم ضربت من خورده است و در هر که می نگرم از شربت من مرده است!

ای رای تو در علاج بیمار علیل

جامی»بهارستان»روضهٔ ششم (در مطایبه)»بخش 40

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور