صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »تحفة‌الاحرار
  4. »بخش 5 - مناجات دوم متضمن اشارت به آنکه حقیقت حق وجود صرف است و هستی مطلق جل ذکره و عم بره

بخش 5 - مناجات دوم متضمن اشارت به آنکه حقیقت حق وجود صرف است و هستی مطلق جل ذکره و عم بره

شاعر: جامی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

ای علم هستی ما با تو پست

نیست به خود هست به تو هر چه هست

22

ذات تو هم هستی و هم هست کن

هست کن عالم نوی و کهن

33

هست تویی هستی مطلق تویی

هست که هستی بود الحق تویی

44

هر چه نه هستی به سرای مجاز

باشدش البته به هستی نیاز

55

آنچه نه محتاج به کس هستی است

بر همه کس زانش زبردستی است

66

نام و نشانت نه و دامن کشان

می گذری بر همه نام و نشان

77

پست و بلند از کرمت بهره مند

با تو یکی نسبت پست و بلند

88

با همه چون جان به تن آمیزناک

پاک ز آلایش ناپاک و پاک

99

چشم مشبه ز جمال تو کور

عقل منزه ز کمال تو دور

1010

ناقه تنزیه چو تنها فتاد

پای ز معموره به صحرا نهاد

1111

حادی تشبیه چو محمل براند

رفت به معموره و در گل بماند

1212

ای ز تو معموره و صحرا همه

بود تو هم بی همه هم با همه

1313

در تو نیند این دو صفت جز به هم

چون ننمایند تجاوز به هم

1414

هست ز تنزیه تو تشبیه تو

نیست جز این غایت تنزیه تو

1515

نور بسیطی و غباریت نی

بحر محیطی و کناریت نی

1616

نیست کناریت ولی صد هزار

گوهرت از موج فتد بر کنار

1717

موج تو بود آن که شدی جلوه گر

در خود و بر خود به هزاران صور

1818

در تتق ذات تو هر سر که بود

روی در آیینه علمت نمود

1919

صورتشان عکس نما شد ز ذات

ذات ز تکرار صور شد ذوات

2020

انجمن جمع همه عالم است

رونق آن انجمن از آدم است

2121

با تو خود آدم که و عالم کدام

نیست ز غیر تو نشان غیر نام

2222

گرچه نمایند بسی غیر تو

نیست درین عرصه کسی غیر تو

2323

کیست به پیدایی تو در جهان

مانده ز پیدایی خویشی نهان

2424

تو همه جا حاضر و من جا به جای

می زنم اندر طبلت دست و پای

2525

چون فتم از پای مرا دستگیر

انت نصیری و الیک المصیر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای صفت خاص تو واجب به ذات

بسته به تو سلسله ممکنات

جامی»هفت اورنگ»تحفة‌الاحرار»بخش 4 - مناجات اول متضمن اشارت به شواهد جود و دلایل وجود حق سبحانه ما اعلی شأنه و اجلی برهانه

اگلی نظم

ای ز وجود تو نمود همه

جود تو سرمایه بود همه

جامی»هفت اورنگ»تحفة‌الاحرار»بخش 6 - مناجات سیم متضمن اشارت به آنکه موجب غفلت آدمی از نور شهود او دوام فیض و استمرار وجود اوست و اگر فرضا یک لحظه آن فیض منقطع شدی همه کس بر آن معنی مطلع گشتی

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور