صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »تحفة‌الاحرار
  4. »بخش 7 - مناجات چهارم در التجا و اعتصام به ذوالجلال والاکرام و طلب توفیق در تحقیق این مقصد و مرام

بخش 7 - مناجات چهارم در التجا و اعتصام به ذوالجلال والاکرام و طلب توفیق در تحقیق این مقصد و مرام

شاعر: جامی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

ای ز کرم چاره گر کارها

مرهم راحت نه آزارها

2

روشنی دیده بینندگان

پردگی پرده نشینندگان

3

عقده گشاینده هر مشکلی

قبله نماینده هر مقبلی

4

توشه نه گوشه نشینان پاک

خوشه ده دانه فشانان خاک

5

بازوی تأیید هنرپیشگان

قبله توحید یک اندیشگان

6

شانه زن زلف عروس بهار

مرسله بند گلوی شاخسار

7

از نم لطفی که هوا ریخته

عقد در از گوش گل آویخته

8

در دل محرم ز جمالت چراغ

سیه محروم ز تو داغ داغ

9

طاعت تو نغزترین پیشه ای

فکرت تو مغز هر اندیشه ای

10

پای طلب راه گذار از تو یافت

دست توان قوت کار از تو یافت

11

بلکه تویی کارگر راستین

دست همه دست تو را آستین

12

تا نکنی تو نتوانیم ما

گر ندهی تو چه ستانیم ما

13

نیست درین کارگاه گیر و دار

جز تو کسی کاید ازو هیچ کار

14

روی عبادت به تو آریم و بس

چشم عنایت ز تو داریم و بس

15

در کف ما مشعل توفیق نه

ره به نهانخانه تحقیق ده

16

اهل دل از نظم چو محفل نهند

باده راز از قدح دل دهند

17

رشحی ازان باده به جامی رسان

رونق نظمش به نظامی رسان

18

پست چو خاکست بریز از نوش

جرعه ای از بزمگه خسروش

19

قافیه آنجا که نظامی نواست

بر گذر قافیه جامی سزاست

20

بر سر خسرو که بلند افسر است

از کف درویش گلی در خور است

21

این نفس از همت دون من است

وین هوس از طبع زبون من است

22

ورنه از آنجا که کرم های توست

کی بودم رشته امید سست

23

صد چو نظامی و چو خسرو هزار

شایدم از جام سخن جرعه خوار

24

بر همه در شعر بلندیم بخش

مرتبه شرع پسندیم بخش

25

پایه نظمم ز همه بگذران

خاصه به نعت سر پیغمبران

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای ز وجود تو نمود همه

جود تو سرمایه بود همه

جامی»هفت اورنگ»تحفة‌الاحرار»بخش 6 - مناجات سیم متضمن اشارت به آنکه موجب غفلت آدمی از نور شهود او دوام فیض و استمرار وجود اوست و اگر فرضا یک لحظه آن فیض منقطع شدی همه کس بر آن معنی مطلع گشتی

اگلی نظم

اختر برج شرف کاینات

گوهر درج صدف کاینات

جامی»هفت اورنگ»تحفة‌الاحرار»بخش 8 - نعت اول منبی از تقدم حقیقت وی بر همه حقایق امکانی به حسب مرتبه و وجود روحانی صلی الله علیه و سلم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور