حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 6شمارهٔ 6شاعر: حافظوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)قافیہ: ردہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: محمدرضا مومن نژاد، محسن لیلهکوهیآڈیومحمدرضا مومن نژادخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیومحمدرضا مومن نژادخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںصراحی دگر بارم از دست بردبه من باز بنمود می دستبرد2نقل کریںهزار آفرین بر می سرخ بادکه از روی ما رنگ زردی ببرد3نقل کریںبنازیم دستی که انگور چیدمریزاد پایی که در هم فشرد4نقل کریںبرو زاهدا خورده بر ما مگیرکه کار خدایی نه کاریست خرد5نقل کریںمرا از ازل عشق شد سرنوشتقضای نوشته نشاید سترد6نقل کریںمزن دم ز حکمت که در وقت مرگارسطو دهد جان، چو بیچاره کرد7نقل کریںمکش رنج بیهوده خرسند باشقناعت کن ار نیست اطلس چو برد8نقل کریںچنان زندگانی کن اندر جهانکه چون مرده باشی نگویند مرد9نقل کریںشود مست وحدت زجام الستهر آن کـاو چو حافظ می صاف خورد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهوس باد بهارم به سوی صحرا بردباد بوی تو بیاورد و قرار از ما بردحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 5اگلی نظممن و صلاح و سلامت؟ کَس این گمان نَبَرَدکه کَس به رِندِ خرابات، ظَنِّ آن نَبَرَدحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 7زمینہم وزن و قافیہ نظمیںاسکندرِ رومی را پرسیدند: «دیارِ مشرق و مغرب به چه گرفتی؟ که ملوک پیشین را خَزاین و عمر و مُلک و لشکر بیش از این بوده است ایشان را چنین فتحی میسّر نشده». گفتا: «به عَونِ خدای، عَزَّوَجَلَّ، هر مملکتی را که گرفتم رعیّتش نیآزردم و نامِ پادشاهان جز به نکویی نبردم».بزرگش نخوانند اهل خردسعدی»گلستان»باب اول در سیرت پادشاهان»حکایت شمارهٔ 41آڈیوصداکار منتخب کریںمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظممن و صلاح و سلامت؟ کَس این گمان نَبَرَدکه کَس به رِندِ خرابات، ظَنِّ آن نَبَرَدحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 7
اسکندرِ رومی را پرسیدند: «دیارِ مشرق و مغرب به چه گرفتی؟ که ملوک پیشین را خَزاین و عمر و مُلک و لشکر بیش از این بوده است ایشان را چنین فتحی میسّر نشده». گفتا: «به عَونِ خدای، عَزَّوَجَلَّ، هر مملکتی را که گرفتم رعیّتش نیآزردم و نامِ پادشاهان جز به نکویی نبردم».بزرگش نخوانند اهل خردسعدی»گلستان»باب اول در سیرت پادشاهان»حکایت شمارهٔ 41