حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 16شمارهٔ 16شاعر: حافظوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: یلہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: محمدرضا مومن نژاد، محسن لیلهکوهیآڈیومحمدرضا مومن نژادخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیومحمدرضا مومن نژادخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںرهروان را عشق بس باشد دلیلآب چشم اندر رهش کردم سبیل 2نقل کریںموج اشک ما کی آرد در حسابآن که کشتی راند بر خون قتیل 3نقل کریںبی می و مطرب به فردوسم مخوانراحتی فی الراح لا فی السلسبیل 4نقل کریںاختیاری نیست بدنامی منضلنی فی العشق من یهدی السبیل 5نقل کریںآتش روی بتان در خود مزنور نه در آتش گذر کن چون خلیل 6نقل کریںیا بنه بر خود که مقصد گم کنییا منه پای اندرین ره بیدلیل 7نقل کریںیا رسوم پیلبانی یاد گیریا مده هندوستان را یاد پیل 8نقل کریںیا مکش بر چهره نیل عاشقییا فرو بر جامهٔ تقوی به نیل 9نقل کریںحافظا گر معنیی داری بیارورنه دعوی نیست غیر از قال و قیل◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبه جد و جهد چو کاری نمیرود از پیشبه کردگار رها کرده به مصالح خویشحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 15اگلی نظمروز عید است و من امروز در آن تدبیرمکه دهم حاصل سیروزه و ساغر گیرمحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 17زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدو کس را حسرت از دل نرود و پای تغابن از گل بر نیاید: تاجر کشتی شکسته و وارث با قلندران نشسته.پیش درویشان بود خونت مباحسعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 76ای رُخَت چون خُلد و لَعلَت سَلسَبیلسَلسَبیلت کرده جان و دل سَبیلحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 308آڈیوصداکار منتخب کریںمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبه جد و جهد چو کاری نمیرود از پیشبه کردگار رها کرده به مصالح خویشحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 15
دو کس را حسرت از دل نرود و پای تغابن از گل بر نیاید: تاجر کشتی شکسته و وارث با قلندران نشسته.پیش درویشان بود خونت مباحسعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 76