حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 3شمارهٔ 3شاعر: حافظوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: افاستہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: محسن لیلهکوهیآڈیومحسن لیلهکوهیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیومحسن لیلهکوهیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاگر به لطف بخوانی مَزید الطاف استوگر به قهر برانی درون ما صاف است2نقل کریںبیان وصف تو گفتن نه حد امکان استچرا که وصف تو بیرون ز حد اوصاف است3نقل کریںز چشم عشق توان دید روی شاهد غیبکه نور دیدهٔ عاشق ز قاف تا قاف است4نقل کریںچو سرو سرکشی ای یار سنگدل با ماچه چشمهاست که از روی تو بر اطراف است5نقل کریںتو را که مایهٔ خلد است نیاز همتا نیستاز این مثال گزینم روان در اطراف است6نقل کریںز مُصحَف رخ دلدار آیتی بر خوانکه آن بیان مقامات کشف کشّاف است7نقل کریںعدو که منطق حافظ طمع کند در شعرهمان حدیث هُما و طریق خطّاف است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمصبح دولت میدمد کو جام همچون آفتابفرصتی زین به کجا باشد بده جام شرابحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 2اگلی نظمغمش تا در دلم مَأوا گرفته استسرم چون زلف او سودا گرفته استحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 4زمینہم وزن و قافیہ نظمیںز ابر اگر چه هوای بهار ناصاف استغمین مشو که سراپرده های الطاف استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1696کُنون که بر کفِ گُل، جامِ بادهٔ صاف استبه صد هزار زبان، بلبلش در اوصاف استحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 44آڈیوصداکار منتخب کریںمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمصبح دولت میدمد کو جام همچون آفتابفرصتی زین به کجا باشد بده جام شرابحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 2
ز ابر اگر چه هوای بهار ناصاف استغمین مشو که سراپرده های الطاف استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1696