حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 46شمارهٔ 46شاعر: حافظوزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیہ: رندارمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: محمدرضا مومن نژادآڈیومحمدرضا مومن نژادخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیومحمدرضا مومن نژادخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبرو ای طبیبم از سر که خبر ز سر ندارمبه خدا رها کنم جان که ز جان خبر ندارم22نقل کریںبه عیادتم قدم نه که ز بیخودی شوم بهمی ناب نوش و هم ده که غم دگر ندارم33نقل کریںغمم ار خوری از این پس نکنم ز غم خوری بسنظری به جز تو با کس به کسی دگر ندارم44نقل کریںز زَرت کنند زیور به زرت کشند در برمن بینوای مضطر چه کنم که زر ندارم55نقل کریںدگرم مگو که خواهم که ز درگهت برانمتو بر این و من بر آنم که دل از تو برندارم66نقل کریںبه من ار چه میْ پرستم مدهید می به دستممبرید دل ز دستم که دل دگر ندارم77نقل کریںدل حافظ ار بجویی غم دل ز تندخوییچو بگویمت، بگویی سر دردسر ندارم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمساقی اگرت هوای ما هی،جز باده مباد نزد ما هی!حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 45اگلی نظمدلبر و جانان من برد دل و جان منبرد دل و جان من دلبر و جانان منحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 47◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںهوسی است در سر من که سر بشر ندارممن از این هوس چنانم که ز خود خبر ندارمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1620◆آڈیوصداکار منتخب کریںمحمدرضا مومن نژادآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
هوسی است در سر من که سر بشر ندارممن از این هوس چنانم که ز خود خبر ندارمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1620