حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 14شمارهٔ 14شاعر: حافظوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: امپرسصنف: غزلصداکاران: محمدرضا مومن نژاد و دیگرآڈیومحمدرضا مومن نژادخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیومحمدرضا مومن نژادخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجانا تو را که گفت که احوال ما مپرسبیگانه گرد و قصهٔ هیچ آشنا مپرس 2نقل کریںز آنجا که لطف شامل و خلق کریم توستجرم نکرده عفو کن و ماجرا مپرس 3نقل کریںخواهی که روشنت شود اسرار درد عشقاز شمع پرس قصه ز باد هوا مپرس 4نقل کریںمن ذوق سوز عشق تو دانم نه مدعیآنکس که با تو گفت که درویش را مپرس5نقل کریںهیچ آگهی ز عالم درویشیش نبودآن کس که با تو گفت که درویش را مپرس 6نقل کریںاز دلقپوش صومعه نقد طلب مجوییعنی ز مفلسان سخن کیمیا مپرس 7نقل کریںدر دفتر طبیب خرد باب عشق نیستای دل به درد خو کن و نام دوا مپرس 8نقل کریںما قصهٔ سکندر و دارا نخواندهایماز ما به جز حکایت مهر و وفا مپرس 9نقل کریںحافظ رسید موسم گل معرفت مگویدریاب نقد وقت و ز چون و چرا مپرس◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمصبا به مقدم گل راح روح بخشد بازکجاست بلبل خوشگوی؟ گو برآر آواز!حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 13اگلی نظمبه جد و جهد چو کاری نمیرود از پیشبه کردگار رها کرده به مصالح خویشحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 15آڈیوصداکار منتخب کریںمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیفریبا علومی یزدیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور