حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 10شمارهٔ 10شاعر: حافظوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ینبستهاندصنف: غزلصداکاران: محمدرضا مومن نژاد، محسن لیلهکوهیآڈیومحمدرضا مومن نژادخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیومحمدرضا مومن نژادخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںصورت خوبت نگارا خوش به آیین بستهاندگوییا نقش لبت از جان شیرین بستهاند2نقل کریںاز برای مقدم خیل و خیالت مردمانزاشک رنگین در دیار دیده آیین بستهاند3نقل کریںکار زلف توست مشکافشانی و نظارگانمصلحت را تهمتی بر نافهٔ چین بستهاند4نقل کریںیارب آن روی است و در پیرامنش بند کلاهیا به گرد ماه تابان عقد پروین بستهاند5نقل کریںخط سبز و عارضت را نقش بندان خطاسایبان از عنبر تر گرد نسرین بستهاند6نقل کریںجمله وصف عشق من بودست و حسن روی توآن حکایتها که بر فرهاد و شیرین بستهاند7نقل کریںحافظا محض حقیقت گوی یعنی سر عشقغیر از این گویی خیالاتی به تخمین بستهاند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر هر هوا که جز برق اندر طلب نباشدگر خرمنی بسوزد چندان عجب نباشدحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 9اگلی نظممژده ای دل که مسیحا نفسی میآیدکه ز انفاس خوشش بوی کسی میآیدحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 11آڈیوصداکار منتخب کریںمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور