حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 85شمارهٔ 85شاعر: حافظوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: یغباشدصنف: غزل/قصیده/قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبگذشتن فرصت ای برادردر گرمروی چو میغ باشد2نقل کریںدریاب که عمر بس عزیز استگر فوت شود دریغ باشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل منه ای جان من بر خواجه و شاه و وزیرکس نمیداند که کارش از کجا خواهد گشادحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 84اگلی نظمهنگام بهار است گل لاله و نسریناز خاک در آیند و تو در خاک چرایی؟حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 86ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدل منه ای جان من بر خواجه و شاه و وزیرکس نمیداند که کارش از کجا خواهد گشادحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 84