حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 34شمارهٔ 34شاعر: حافظوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ایفراقصنف: غزلصداکار: محمدرضا مومن نژادآڈیومحمدرضا مومن نژادخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیومحمدرضا مومن نژادخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمباد کس چو من خسته مبتلای فراقکه عمر من همه بگذشت در بلای فراق2نقل کریںغریب و عاشق و بیدل غریب و سرگردانکشیده محنت ایام و داغهای فراق3نقل کریںاگر به دست من افتد فراق را بکشمبه آب دیده دهم باز خونبهای فراق4نقل کریںکجا روم؟ چه کنم؟ حال دل که را گویم؟که داد من بستاند دهد جزای فراق5نقل کریںز درد هجر فراقم دمی خلاصی نیستخدای را بستان داد و ده سزای فراق6نقل کریںفراق را به فراق تو مبتلا سازمچنان که خون بچکانم ز دیدههای فراق7نقل کریںمن از کجا و فراق از کجا و غم ز کجامگر که زاد مرا مادر از برای فراق8نقل کریںبه داغ عشق تو حافظ چو بلبل سحریزند به روز و شبان خون فشان نوای فراق◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمساقیا ساغر شراب بیاریک دو جام شراب ناب بیارحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 33اگلی نظمپدید آمد رسوم بی وفایینماند از کس نشان آشناییحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 35آڈیوصداکار منتخب کریںمحمدرضا مومن نژادآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور