حمد بیحدّ و ثنای بیعدّ و سپاس بیقیاس خداوندی را که جمع دیوان حافظان ارزاق به پروانهٔ سلطان ارادت و مشیّت اوست. بیمانندی که رفع بنیان سَبْع طِباق نشانهٔ عرفان حکمت بیعلّت اوست. حکیمی که طوطی شکرخای ناطقهٔ انسانی را در محاذات آیینهٔ تأمّلِ عَرایِسِ معانی، به ادای دلگشای «اِنَّ مِنَ البَیٰانِ لَسِحْراً» گویا کرد. علیمی که بلبل دستانسرای خوش نوای زبان را در قفس تنگِ دهان، به قوّت اذهان در ترنّم و تَنَغُّمِ «إِنَّ مِنَ الشِّعرِ لَحِکْمَةً» آورد.
آن بندهپروری که زبان در دهان نهاد