حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 222غزل شمارهٔ 222شاعر: حافظوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: التبرودصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںاز سرِ کویِ تو هر کو به ملالت برودنرود کارش و آخِر به خجالت برود22نقل کریںکاروانی که بُوَد بدرقهاش حفظِ خدابه تَجَمُّل بنشیند، به جَلالت برود33نقل کریںسالک از نورِ هدایت بِبَرَد راه به دوستکه به جایی نرسد گر به ضَلالت برود44نقل کریںکامِ خود آخرِ عمر از مِی و معشوق بگیرحیفِ اوقات که یک سر به بطالت برود55نقل کریںای دلیلِ دلِ گمگشته! خدا را مددیکه غریب اَر نَبَرَد رَه، به دلالت برود66نقل کریںحکمِ مستوری و مستی همه بر خاتِمَت استکس ندانست که آخِر به چه حالت برود77نقل کریںحافظ از چشمهٔ حکمت به کف آور جامیبو که از لوحِ دلت نقشِ جهالت برود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچو دست بر سرِ زلفش زنم به تاب رَوَدور آشتی طلبم با سرِ عِتاب رَوَدحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 221اگلی نظمهرگزم نقشِ تو از لوحِ دل و جان نَرَوَدهرگز از یادِ من آن سروِ خرامان نَرَوَدحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 223◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیشاپرک شیرازیسهیل قاسمیافسر آریافریدون فرحاندوزنازنین بازیانپری ساتکنی عندلیباحسان حلاجآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچو دست بر سرِ زلفش زنم به تاب رَوَدور آشتی طلبم با سرِ عِتاب رَوَدحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 221
اگلی نظمهرگزم نقشِ تو از لوحِ دل و جان نَرَوَدهرگز از یادِ من آن سروِ خرامان نَرَوَدحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 223