حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 212غزل شمارهٔ 212شاعر: حافظوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اقافتادهبودصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںیک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بودوز لبِ ساقی شرابم در مَذاق افتاده بود2نقل کریںاز سرِ مستی دگر با شاهدِ عهدِ شبابرجعتی میخواستم لیکن طلاق افتاده بود3نقل کریںدر مقاماتِ طریقت هر کجا کردیم سِیرعافیت را با نظربازی فِراق افتاده بود4نقل کریںساقیا جامِ دَمادَم ده که در سِیرِ طریقهر که عاشقوَش نیامد در نفاق افتاده بود5نقل کریںای مُعَبِّر مژدهای فرما که دوشم آفتابدر شکرخوابِ صبوحی هم وثاق افتاده بود6نقل کریںنقش میبستم که گیرم گوشهای زان چشمِ مستطاقت و صبر از خَمِ ابروش طاق افتاده بود7نقل کریںگر نکردی نصرتِ دین، شاه یحیی، از کَرَمکار مُلک و دین ز نظم و اِتِّساق افتاده بود8نقل کریںحافظ آن ساعت که این نظمِ پریشان مینوشتطایرِ فکرش به دامِ اشتیاق افتاده بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدوش میآمد و رخساره برافروخته بودتا کجا باز دلِ غمزدهای سوخته بودحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 211اگلی نظمگوهرِ مخزنِ اسرار همان است که بودحُقِّهٔ مِهر بدان مُهر و نشان است که بودحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 213آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریاعبدالحمید ضیاییفریدون فرحاندوزم. کریمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیباحسان حلاجآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدوش میآمد و رخساره برافروخته بودتا کجا باز دلِ غمزدهای سوخته بودحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 211
اگلی نظمگوهرِ مخزنِ اسرار همان است که بودحُقِّهٔ مِهر بدان مُهر و نشان است که بودحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 213