حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 342غزل شمارهٔ 342شاعر: حافظوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: نمہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںحجابِ چهرهٔ جان میشود غبارِ تنمخوشا دَمی که از آن چهره پرده برفکنم2نقل کریںچُنین قفس نه سزایِ چو من خوشاَلحانیسترَوَم به گلشنِ رضوان، که مرغِ آن چمنم3نقل کریںعیان نشد که چرا آمدم، کجا رفتمدریغ و درد که غافل ز کارِ خویشتنم4نقل کریںچگونه طوف کنم در فضایِ عالمِ قدس؟که در سراچهٔ ترکیب، تختهبندِ تنم5نقل کریںاگر ز خونِ دلم بویِ شوق میآیدعجب مدار که همدردِ نافهٔ خُتنم6نقل کریںطرازِ پیرهنِ زَرکشم مبین چون شمعکه سوزهاست نهانی درونِ پیرهنم7نقل کریںبیا و هستیِ حافظ ز پیشِ او بردارکه با وجودِ تو کس نشنود ز من که منم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر من از سرزنشِ مدَّعیان اندیشمشیوهٔ مستی و رندی نَرَوَد از پیشمحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 341اگلی نظمچِل سال بیش رفت که من لاف میزنمکز چاکرانِ پیرِ مُغان کمترین منمحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 343زمینہم وزن و قافیہ نظمیںشکست پشت من از بار غم، چه چاره کنم؟ز غصه چند خورم خون خویش و دم نزنمامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1441درین نشیمن خاکی بدین صفت که منممیان نفس و هوا دست و پای چند زنمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 563آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیشاپرک شیرازیسهیل قاسمیافسر آریافریدون فرحاندوزنازنین بازیاناحسان حلاجاهورا هورخشمحمدرضاکاکائیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
شکست پشت من از بار غم، چه چاره کنم؟ز غصه چند خورم خون خویش و دم نزنمامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1441
درین نشیمن خاکی بدین صفت که منممیان نفس و هوا دست و پای چند زنمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 563