حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 351غزل شمارهٔ 351شاعر: حافظوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: یکنمصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںحاشا که من به موسمِ گُل تَرکِ مِی کُنممن لافِ عقل میزنم، این کار کِی کنم2نقل کریںمطرب کجاست تا همه محصولِ زهد و عِلمدر کارِ چنگ و بَربَط و آوازِ نِی کُنَم3نقل کریںاز قیل و قالِ مدرسه حالی دلم گرفتیک چند نیز خدمتِ معشوق و مِی کنم4نقل کریںکِی بود در زمانه وفا؟ جامِ مِی بیارتا من حکایتِ جم و کاووسِ کِی کنم5نقل کریںاز نامهٔ سیاه نترسم که روزِ حشربا فیضِ لطفِ او صد از این نامه طِی کنم6نقل کریںکو پیک صبح؟ تا گلههای شبِ فِراقبا آن خجسته طالعِ فرخنده پِی کنم7نقل کریںاین جانِ عاریت که به حافظ سپرد دوستروزی رُخش ببینم و تسلیمِ وی کنم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبه عزمِ توبه سحر گفتم استخاره کُنمبهارِ توبهشکن میرسد چه چاره کُنم؟حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 350اگلی نظمروزگاری شد که در میخانه خدمت میکنمدر لباسِ فقر کارِ اهلِ دولت میکنمحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 352آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریافریدون فرحاندوزنازنین بازیاناحسان حلاجآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبه عزمِ توبه سحر گفتم استخاره کُنمبهارِ توبهشکن میرسد چه چاره کُنم؟حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 350
اگلی نظمروزگاری شد که در میخانه خدمت میکنمدر لباسِ فقر کارِ اهلِ دولت میکنمحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 352