حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 436غزل شمارهٔ 436شاعر: حافظوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: شتیہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن غالیهخط گر سوی ما نامه نوشتیگردون ورق هستی ما درننوشتی2نقل کریںهر چند که هجران ثمر وصل برآرددهقان جهان! کاش که این تخم نکِشتی3نقل کریںآمرزش نقد است کسی را که در این جایاریست چو حوری و سرایی چو بهشتی4نقل کریںدر مصطبهٔ عشق تنعم نتوان کردچون بالش زر نیست، بسازیم به خشتی5نقل کریںمفروش به باغ ارم و نخوت شدادیک شیشه می و نوشلبی و لبِ کِشتی6نقل کریںتا کی غم دنیای دنی ای دل دانا؟حیف است ز خوبی که شود عاشق زشتی7نقل کریںآلودگی خرقه، خرابی جهان استکو راهروی، اهلِ دلی، پاکسرشتی؟8نقل کریںاز دست چرا هِشت سرِ زلف تو حافظ؟تقدیر چنین بود، چه کردی که نهِشتی؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبا مدّعی مگویید، اسرارِ عشق و مستیتا بیخبر بمیرد، در دردِ خودپرستیحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 435اگلی نظمای قصهٔ بهشت ز کویت حکایتیشرح جمال حور ز رویت روایتیحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 437زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای باد که بر خاک در دوست گذشتیپندارمت از روضه بستان بهشتیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 527اکنون که ز گل باز چمن شد چو بهشتیساقی می گلرنگ طلب بر لب کشتیحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 50آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریافریدون فرحاندوزنازنین بازیانآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبا مدّعی مگویید، اسرارِ عشق و مستیتا بیخبر بمیرد، در دردِ خودپرستیحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 435