صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. حافظ
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 49

غزل شمارهٔ 49

شاعر: حافظ

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: تدرویشاناست

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: کلارک
Toggle stanza 1
11
روضهٔ خُلدِ برین خلوتِ درویشان است
مایهٔ مُحتشمی، خدمتِ درویشان است

The garden of lofty Paradise is the retreat of Darvishes: Grandeur’s source is the service of Darvishes.

22
گَنج عُزلت که طِلِسماتِ عجایب دارد
فتحِ آن در نظرِ رحمتِ درویشان است

The treasure of retirement that hath the tilisms of wonders, Their revealing is in the mercy-glance of Darvishes.

33
قصرِ فردوس که رضوانش به دَربانی رفت
مَنظَری از چمنِ نُزهَتِ درویشان است

The palace of paradise, for the door guarding of which, Rizvan went Is only a spectacle-place of the sward of pleasure of Darvishes.

44
آن چه زر می‌شود از پرتو آن، قلبِ سیاه
کیمیاییست که در صحبتِ درویشان است

By whose ray, the dull alloy becometh gold, that Is an alchemy that is in the society of Darvishes.

55
آن که پیشش بِنَهَد تاجِ تکبر، خورشید
کبریاییست که در حِشمتِ درویشان است

Before whom the lofty Sun layeth his crown of glory, Is a glory that is in the grandeur of Darvishes.

66
دولتی را که نباشد غم از آسیبِ زَوال
بی‌تَکَلُف بشنو، دولتِ درویشان است

That great fortune, whereof is no grief through the torment of decay, Hear-ceremony aside, - is the fortune of Darvishes.

77
خسروان، قبلهٔ حاجاتِ جهانند ولی
سببش بندگیِ حضرتِ درویشان است
88
رویِ مقصود که شاهان به دعا می‌طَلبند
مَظهَرَش آینهٔ طَلعَتِ درویشان است

The form of the object that the Kings of the world seek, Its reflection is the mirror of the appearance of Darvishes.

99
از کران تا به کران، لشکر ظُلم است ولی
از اَزَل تا به اَبَد، فرصتِ درویشان است

From pole to pole, is the army of tyranny; but From eternity without beginning to eternity without end is the victory of Darvishes.

1010
ای توانگر مَفُروش این همه نِخوَت که تو را
سر و زر در کَنَفِ همتِ درویشان است

O potent one! Boast not all this pomp: for thy Head and gold are in the keeping of the blessing of Darvishes.

1111
گنجِ قارون که فرو می‌شود از قَهر هنوز
خوانده باشی که هم از غِیرتِ درویشان است

Karun’s treasure that, from the wrath, yet descendeth. That also, thou wilt have read, is from the wrath of Darvishes.

1212
حافظ ار آبِ حیاتِ اَزَلی می‌خواهی
مَنبَعَش خاکِ درِ خلوتِ درویشان است
1313
من غلامِ نظرِ آصِفِ عهدم کو را
صورتِ خواجگی و سیرتِ درویشان است

I am the slave of the glance of the Asef of the age who Hath the form of mastership and of mind of Darvishes.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

صوفی از پرتو مِی رازِ نهانی دانست

گوهرِ هر کس از این لعل، توانی دانست

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 48

اگلی نظم

به دامِ زلفِ تو دل مبتلایِ خویشتن است

بکُش به غمزه که اینَش سزایِ خویشتن است

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 50

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00