حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 473غزل شمارهٔ 473شاعر: حافظوزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)قافیہ: انیہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںوقت را غنیمت دان آن قدر که بتْوانیحاصل از حیات ای جان این دم است تا دانی2نقل کریںکامبخشیِ گردون عمر در عوض داردجهد کن که از دولت دادِ عیش بستانی3نقل کریںباغبان چو من زین جا بگذرم حرامت بادگر به جای من سروی غیر دوست بنشانی4نقل کریںزاهد پشیمان را ذوق باده خواهد کشتعاقلا! مکن کاری کآورد پشیمانی5نقل کریںمحتسب نمیداند این قدر که صوفی راجنس خانگی باشد همچو لعل رمانی6نقل کریںبا دعای شبخیزان ای شکردهان مستیزدر پناه یک اسم است خاتم سلیمانی7نقل کریںپند عاشقان بشنو و از در طرب بازآکاین همه نمیارزد شغل عالم فانی8نقل کریںیوسف عزیزم رفت ای برادران رحمیکز غمش عجب بینم حال پیر کنعانی9نقل کریںپیش زاهد از رندی دم مزن که نتوان گفتبا طبیب نامحرم حال درد پنهانی10نقل کریںمیروی و مژگانت خون خلق میریزدتیز میروی جانا ترسمت فرومانی11نقل کریںدل ز ناوک چشمت گوش داشتم لیکنابروی کماندارت میبرد به پیشانی12نقل کریںجمع کن به احسانی حافظ پریشان راای شکنج گیسویت مجمع پریشانی13نقل کریںگر تو فارغی از ما ای نگار سنگیندلحال خود بخواهم گفت پیش آصف ثانی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماَحمَدُ اللهَ عَلی مَعْدِلَةِ السُلطانِاحمدِ شیخ اُوِیسِ حسنِ ایلخانیحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 472اگلی نظمهواخواه توام جانا و میدانم که میدانیکه هم نادیده میبینی و هم ننوشته میخوانیحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 474زمینہم وزن و قافیہ نظمیںوقت گل می و مطرب دولتیست تا دانیدولتی چنین دریاب ای به دولت ارزانیجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 964آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیشاپرک شیرازیسهیل قاسمیافسر آریافریدون فرحاندوزنازنین بازیانمحمدرضاکاکائیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماَحمَدُ اللهَ عَلی مَعْدِلَةِ السُلطانِاحمدِ شیخ اُوِیسِ حسنِ ایلخانیحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 472
اگلی نظمهواخواه توام جانا و میدانم که میدانیکه هم نادیده میبینی و هم ننوشته میخوانیحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 474
وقت گل می و مطرب دولتیست تا دانیدولتی چنین دریاب ای به دولت ارزانیجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 964