حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 494غزل شمارهٔ 494شاعر: حافظوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: انبهدراییصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاِی دِل! گَر از آن چاهِ زَنَخْدان به دَرآییهر جا که رَوی، زود، پَشیمان به دَرآیی2نقل کریںهُش دار که گَر وَسْوَسِهٔ عَقْل کُنی گوشآدَمصِفَت از روضِهٔ رِضْوان به دَرآیی3نقل کریںشایَد که به آبی، فَلَکَت، دَسْت نَگیردگر تِشْنِهلَب از چَشْمِهٔ حِیوان به دَرآیی4نقل کریںجان میدَهم از حَسْرَتِ دیدارِ تو، چون صُبْحباشَد که چو خورشید درخشان به دَرآیی5نقل کریںچَنْدان، چو صَبا بَر تو گُمارم دَمِ هِمَّتکز غُنْچِه چو گُل، خُرَّم و خَنْدان به دَرآیی6نقل کریںدر تیرهشَبِ هِجْرِ تو، جانَم به لَب آمَدوَقْت است که همچون مَهِ تابان به دَرآیی7نقل کریںبَر رَهْگُذَرَت بَسْتِهام از دیده، دو صَد جویتا بو که تو چون سَرْوِ خُرامان به دَرآیی8نقل کریںحافِظ! مَکُن اَنْدیشِه که آن یوسُفِ مَهروبازآیَد و از کُلْبِهٔ اَحْزان به دَرآیی!◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماِی پادِشَهِ خوبان، داد از غَمِ تَنْهاییدِل، بیتو، به جان آمَد؛ وَقْت است که بازآییحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 493اگلی نظممِی خواه و گُلاَفشان کن، از دَهر چه میجویی؟این گفت سَحرگَه گُل، بلبل! تو چه میگویی؟حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 495آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمریم فقیهی کیامحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریاسارنگ صیرفیانفاطمه نیکو ایجادیفریدون فرحاندوزنازنین بازیانمهدی سروریحسین محبیپانیذ علیپورسیدمصطفی شجاعیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماِی پادِشَهِ خوبان، داد از غَمِ تَنْهاییدِل، بیتو، به جان آمَد؛ وَقْت است که بازآییحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 493
اگلی نظممِی خواه و گُلاَفشان کن، از دَهر چه میجویی؟این گفت سَحرگَه گُل، بلبل! تو چه میگویی؟حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 495