صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. حافظ
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 199

غزل شمارهٔ 199

شاعر: حافظ

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رمیکنند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: کلارک
Toggle stanza 1
11
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند آن کارِ دیگر می‌کنند!

The admonishers who, in the prayer-arch and the pulpit, grandeur make, When into their chamber they go, that work of another kind they make.

22
مشکلی دارم، زِ دانشمندِ مجلس بازپرس
توبه‌فرمایان، چرا خود توبه کم‌تر می‌کنند؟

A difficulty, I have. Ask the wisp ones of the assembly, Why those ordering penitence, themselves penitence seldom make?

33
گوییا باور نمی‌دارند روزِ داوری
کاین همه قَلب و دَغَل در کارِ داور می‌کنند

Thou mayst say, they have no belief in the day of judgment, That, in the work of the Ruler, ail this fraud and deceit they make.

44
یا رب این نُودولَتان را با خَرِ خودْشان نشان
کاین همه ناز از غلامِ تُرک و اَسْتَر می‌کنند

O Lord! Place these newly-enriched ones upon their own asses: Because, on account of a Turk slave and a mule, all this arrogance, they make.

55
ای گدای خانِقَه، بَرْجَه که در دِیرِ مُغان
می‌دهند آبی و دل‌ها را توانگر می‌کنند

O beggar of the monastery! Leap up. For, in the cloister of the magians! They give a little water; and hearts strong make.

66
حُسنِ بی‌پایان او، چندان که عاشق می‌کُشد
زمرهٔ دیگر به عشق از غیب سَر بَر می‌کنند

As much as his boundless beauty slayeth the lover, From the invisible, their head in love, raised another crowd make.

77
بر درِ می‌خانهٔ عشق ای مَلَک، تسبیح گوی
کاَندر آنجا، طینَتِ آدم مُخَمَّر می‌کنند

O angel! Utter the tasbih at the door of love’s tavern For within, Adam’s clay, dough they make.

88
صبح‌دم از عرش می‌آمد خروشی، عقل گفت
«قُدسیان گویی که شعرِ حافظ از بَر می‌کنند»

At dawn, from God’s throne, came a shout: wisdom spake: Thou mayst say that chanting of the verse of Hafez, the holy ones make.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گفتم کِی ام دهان و لبت کامران کنند؟

گفتا به چشم هر چه تو گویی چُنان کنند

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 198

اگلی نظم

دانی که چنگ و عود چه تَقریر می‌کنند؟

پنهان خورید باده که تَعزیر می‌کنند

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 200

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

هرکجا خوبان چراغ دلبری بر می‌کنند

شمع را پروانه، آتش را سمندر می‌کنند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2597

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00