حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 211غزل شمارهٔ 211شاعر: حافظوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: وختهبودصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدوش میآمد و رخساره برافروخته بودتا کجا باز دلِ غمزدهای سوخته بود22نقل کریںرسم عاشقکُشی و شیوهٔ شهرآشوبیجامهای بود که بر قامتِ او دوخته بود33نقل کریںجانِ عُشّاق سپندِ رخِ خود میدانستو آتشِ چهره بدین کار برافروخته بود44نقل کریںگرچه میگفت که زارَت بِکُشم میدیدمکه نهانش نظری با منِ دلسوخته بود55نقل کریںکفرِ زلفش رَهِ دین میزد و آن سنگین دلدر پِیاش مشعلی از چهره برافروخته بود66نقل کریںدل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریختالله الله، که تلف کرد و که اندوخته بود؟77نقل کریںیار مَفروش به دنیا که بسی سود نکردآن که یوسف به زَرِ ناسره بفروخته بود88نقل کریںگفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظیا رب این قلبشناسی ز که آموخته بود؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدوش در حلقهٔ ما قصّهٔ گیسویِ تو بودتا دلِ شب سخن از سلسلهٔ مویِ تو بودحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 210اگلی نظمیک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بودوز لبِ ساقی شرابم در مَذاق افتاده بودحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 212◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحسن لیلهکوهیفریبا علومی یزدیسهیل قاسمیسارنگ صیرفیانفریدون فرحاندوزم. کریمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیباحسان حلاجآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدوش در حلقهٔ ما قصّهٔ گیسویِ تو بودتا دلِ شب سخن از سلسلهٔ مویِ تو بودحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 210
اگلی نظمیک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بودوز لبِ ساقی شرابم در مَذاق افتاده بودحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 212