حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 397غزل شمارهٔ 397شاعر: حافظوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: رکنہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںز در در آ و شبستان ما منور کنهوای مجلس روحانیان معطر کن22نقل کریںاگر فقیه نصیحت کند که عشق مبازپیالهای بدهش گو دماغ را تر کن33نقل کریںبه چشم و ابروی جانان سپردهام دل و جانبیا بیا و تماشای طاق و منظر کن44نقل کریںستاره شب هجران نمیفشاند نوربه بام قصر برآ و چراغ مه بر کن55نقل کریںبگو به خازن جنت که خاک این مجلسبه تحفه بر سوی فردوس و عود مجمر کن66نقل کریںاز این مزوجه و خرقه نیک در تنگمبه یک کرشمه صوفیوشم قلندر کن77نقل کریںچو شاهدان چمن زیردست حسن تواَندکرشمه بر سمن و جلوه بر صنوبر کن88نقل کریںفضول نفس حکایت بسی کند ساقیتو کار خود مده از دست و می به ساغر کن99نقل کریںحجاب دیده ادراک شد شعاع جمالبیا و خرگه خورشید را منور کن1010نقل کریںطمع به قند وصال تو حد ما نبودحوالتم به لب لعل همچو شکر کن1111نقل کریںلب پیاله ببوس آنگهی به مستان دهبدین دقیقه دماغ معاشران تر کن1212نقل کریںپس از ملازمت عیش و عشق مهرویانز کارها که کنی شعر حافظ از بر کن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمصبح است ساقیا قدحی پرشراب کندور فلک درنگ ندارد شتاب کنحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 396اگلی نظمای نور چشم من سخنی هست گوش کنچون ساغرت پُر است بنوشان و نوش کنحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 398◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدمید صبح، سر از خواب بیخودی برکنز اشک گرم می آتشین به ساغر کنصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6337ترا که گفت وطن زیر چراغ اخضر کن؟درین محیط پر از خون چو نوح لنگر کنصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6338◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیشاپرک شیرازیسهیل قاسمیهادی روحانیافسر آریافریدون فرحاندوزنازنین بازیانمحمدرضاکاکائیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
ترا که گفت وطن زیر چراغ اخضر کن؟درین محیط پر از خون چو نوح لنگر کنصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6338