حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 482غزل شمارهٔ 482شاعر: حافظوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ارینمیکنیصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای دل به کوی عشق گذاری نمیکنیاسباب جمع داری و کاری نمیکنی2نقل کریںچوگان حکم در کف و گویی نمیزنیباز ظفر به دست و شکاری نمیکنی3نقل کریںاین خون که موج میزند اندر جگر تو رادر کار رنگ و بوی نگاری نمیکنی4نقل کریںمشکین از آن نشد دمِ خُلقت که چون صبابر خاک کوی دوست گذاری نمیکنی5نقل کریںترسم کز این چمن نبری آستین گلکز گلشنش تحملِ خاری نمیکنی6نقل کریںدر آستین جان تو صد نافه مدرج استوان را فدای طرهٔ یاری نمیکنی7نقل کریںساغر لطیف و دلکش و می افکنی به خاکواندیشه از بلای خماری نمیکنی8نقل کریںحافظ برو که بندگی پادشاه وقتگر جمله میکنند تو باری نمیکنی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنیخون خوری گر طلب روزی ننهاده کنیحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 481اگلی نظمسحرگه ره روی در سرزمینیهمی گفت این معما با قرینیحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 483آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیشاپرک شیرازیسهیل قاسمیافسر آریاسارنگ صیرفیانفریدون فرحاندوزنازنین بازیانآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنیخون خوری گر طلب روزی ننهاده کنیحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 481